اندر وجود فیس بوک و خلق مارک

28 04 2011

گویند مارک نامی بود از ازمنه جدید در بلاد کفر که همی دور سیتی گشت و دید ای بابا همه علافند و گفت و شنودی کرد با رفقا و به ناگه به مغز خود کوفتید و با زور و زرت و زورت تراوشی ز مغزش برون فکند و بی نام در صفحه وب گذارد .

چون به بینامی کسی شهره آفاق نشود به دنبال نام گشت همی . گشت و گشت تا به ناگه گلچهره ای را در اسکوار شهر بدید که همی گیتار بر بغل مونامو میزد و کف عشق بود و پسر. نزدیک وی شد و به ناگه کلامی از دل بر آورد که: هی یو فیس ایس وری بیوتیفول!!

دخترک در تب  در تاب افتاد گفت : مارک درهنم آب افتاد!!

در این اوصاف در حال غور بودند که دخترک کارت ملی مارک zuckerberg مارک زوکربرگرا که ز شلوارش برون فکنده شده بود بدید و صد دل کفَش برید .

دخترک: مارک زوکربرگ تویی؟

مارک : ز کجا ما را شناختی ای دلبرک گیتار به دست غمگین ؟

دخترک :‌ز فیلم سوشیال نت ورک !!

مارک :‌روی پرده ای اش را؟ یا اوریجینالش را؟

دخترک:‌نقدش را در کایه دو سینما خواندم و کفم برید از ملاحت تو!

مارک : آه که مرا تو بردی زه عشق تاب و توان ، نام نکویت چیست گل پاره؟

دخترک: نامم در این کتاب نگارده شده و بگرد و پیدا کن !

دخترک کتابی قطور به مارک داد و مارک روی جلدش را که چرمینه سوختته و داغ دیده بود خواند:

“فرهنگ نام های دختران “

FacebookGuyAP_468x284

مارک:‌دخترک من اعصاب معصاب کتاب ندارم . نامت در سرچ گوگل رنکینگ شده است؟

دخترک :بسیار

مارک : نخستین حرف نامت چیست؟

دخترک : ابتدای راه شیری

مارک :‌آخرین حرف نامت؟

دخترک :‌منتهی الیه سمت راست مخرج رود نیل که به دریای سرخ ریزد.

مارک : میانه نامت؟

دخترک :‌دروازه بهشت که ویرجینیای شمالی از آن عبور میکند.

مارک : من که گه گیجه گرفتم .

دخترک: خوب سرچش کن. اما در کتاب .

القصه مارک کتاب بر بغل و افسوس بر دل کتاب را روزانه تورق میکرد و به چهره ناز دخترک می اندیشید.

هر ورق کتاب به چهره دخترک ختم میشد و مارک ناتوان از یافتن نام او ….

به ناگه دوست علاف و ولنگارش داستین مسکوویتچ که یک روس نارازی بود و همیشه به دنبال ضربه به ارکان نظام پرولتاریا میگشت  پیشنهادی نهاد کف دستش که بیا و وبی را اندازیم که در آن هر ننه قمری در آن نام نویسد و چهره خود بیالاید و دیگران را تگ کند و ما هم هرهر کنان و کرکر کنان هر روز پیج میگشاییم و به دنبال آن گل چهره میگردیم .

20070504-byers-facebook02_gifمارک گفتا: پس کتاب چی ؟ من قول دادم به این دختره!

داستین گفت: تو کف چهره ناز اویی و درگیر این کتاب گه!! نامش بنه “چهره کتاب”

مارک بگفت: تخمی تر از این نام نیست؟

داستین بگفت:‌خره فارسیش تخمیه انگلیسیش میشه “فیس بوک”

و در اینجا در ساعت 18 و 33 دقیقه چهارم فوریه 2004 در دانشگاه هاروارد نطفه این بنگاه چهره یابی بسته شد و تاکنون مارک به دنبال دخترک نتوانسته طرفه ای بیابد از این ره گمگشته.

روزانه دختران با لوندی عکوس گیرند و با فتوشاپ لپ ها بیالایند و لب ها جولی کنند و پسرها با لنزهای 500 سانتی متری عکوس گیرند از خود و همه را تگ کنند و خار مارد دیگران را یکی کنند تا شاید زود تر مه چهره را بیابند و قطور کتاب هر روز کلف تر شدی و مارک جیبش ضخیم تر و ممالک افسرده تر و فواحش پر در آمدتر و سربازان امام زمان نیز مشتغل تر از همیشه در پیوج این وب همی گشت زدندی و هر که در این وادی نیست فارغ از این ماجراست .

گویند که حتی خداوند متعال نیز کفش برید از این ولنگاری ها و پس از رجیستریشن کردن نامش و تگ کردن تمامی مخلوقات عالم در عکس زمین آیات زیر را نائل کرد. وی تاسف شدیدش را از پالایش این گاگول سرا اعلام و درد و رنج کاربران را در تک تک این آیات گنجاند:

«سورة الفِيس بوک»

اعوذ بالله من الفيلترينگ الرژيم
به نام خداوند بخشنده فيس بوک (1)

ف.ب. (2) قسم به استتوس آن زمان که لايک مي خورد (3) و قسم به مديا آن زماني که شِير مي شود (4) و قسم به نوتيفيکيشن آن زمان که تعدادش از ده بالاتر مي رود (5) و قسم به اسامي آن زمان که تگ مي شوند (6) و قسم به دوستان آن زمان که اَد مي شوند (7) و قسم به پيج ها و آن کس که آن را لايک کرد (8) که هوس ادمين شدن آن پيج را ما به جانش انداختيم (9) باشد که تعقل کنيد (10) همانا ما "مارک" را مبعوث کرديم تا فيس بوک را راه اندازي کند (11) تا شما را به هم نزديکتر کند (12) و به جان هم بيندازد (13) و ما فيس بوک را مکاني براي کسب اخبار شما قرار داديم (14) باشد که رستگار شويد (15) اي فضولان! در پروفايل مردم نچرخيد و فضولي نکنيد (16) که در اين کار خسراني بزرگ و عذابي عظيم است اگر ايمان داشته باشيد (17) و براي قوم معتادان فيس بوک، فيلتر را مبعوث کرديم (18) تا ميزان اعتياد شما به آن را بسنجد (19) و شما خيلي معتاديد (20) در فيلتر شکن هاي اولترا و فري گيت نشانه هايي از ماست براي کساني که تفکر مي کنند (21) و اگر فيس بوک بيچاره تان کرده است از آن بيرون بياييد (22) اگر صادق هستيد (23) و بترسيد از روزي که موس و کيبورد و صفحه مانيتور و پيج دوستانتان عليه شما شهادت دهند (24) که ما فيس بوک را مکاني براي شناخته شدن شما قرار داديم (25) باشد که آبرويتان برود (26)


کارها

اطلاعات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.