تو شیراز در چل سالگی دنگ شو

6 10 2010

در باره‌ «دنگ شو

عبارتی است که از دو کلمهٔ » دنگ » و » شو » تشکیل شده و از نظر دستور زبان فارسی یک جملهٔ امری است

شو » فعل امر از مصدر شدن است و دستور می دهد که از حالی‌ به حال دیگر و از گونه‌ای به گونهٔ دیگر, تغییر کنید «

دستور به تغییر یا تکمیل گونهٔ باشندگی

تحول در شکل بودن

…با استفاده از دستور » شو » می‌توان هر بودنی را دگرگون ساخت

…آهای گره باز شو

…آهای دشمن دوست شو

…آهای سوار پیاده شو

…آهای شب صبح شو

…آهای سبز قرمز شو

…آهای گریه خنده شو

…آهای سنگ عاشق شو

…آهای ماهی‌ دلتنگ شو

…آهای مرده زنده شو

…آهای روح مست شو

…آهای تو ! دنگ شو

دنگ شو می‌خواهد که هرچه هستی‌ را رها کنی‌ و دنگ بشوی

اما

دنگ » را شاید نتوان به سادگی‌ معنی‌ کرد «

…دنگ را باید بشوی تا بفهمی

…دنگ را باید بود و شد

دنگ» گاهی مست است گاه دیوانه»

…گاهی رند است گاه پاک باخته

…گاهی بالاست گاه خسته

…گاهی‌ خاموش است گاه صدا

…گاهی‌ عاشق است گاهی‌ بیمار

…گاهی‌ بوسه است گاهی‌ آغوش

…گاهی‌ آرام است گاه آتش

دنگ» همان خوشحالی‌ است که می گرید»

…همان عاشقی است که می رود

…همان مرده‌ای است که زنده می‌کند

…همان آرامی است که پاره می‌کند

…همان آبی‌ است که به آتش می‌کشد

دنگ «همان آوازی است که زن می‌خواند ، به یاد شب‌های داغ عاشقی»

…مرد می شنود و عاشق می شود ، کودک می شنود و به خواب می رود

دنگ شو » در دستور زبان فارسی, یک جملهٔ امری است که «معنی‌ کردن» اش, کار بیهوده‌ای است «

…هیچ است

اینها رو تو سایتشون نوشتن . جووون هایی از همین نسل هردمبیل اس ام اس باز کجه و کوله که روزی دویستاشون رو دلت می خواد با همین دستات خفه شون کنی. نسلی که خوشتر از نسل ما هستند و چس ناله شون باسن آسمون را پاره کرده . این نسل همه چیز را گردن احمدی نژاد میندازه و نسل ما هم تو دوره خودمون همه مشکلات را در میر حسین موسوی و کوپن هاش میدید و لش نشستن هاشمی رفسنجانی در مقابل سران کشورهای دیگه. هر نسلی یه کوفتی داره که به یکی گیر بده . ولی این وسط اگه بتونی تو راهتو از همه راه ها جدا کنی ؛ مَردی. تو که بتونی به هر چی زباله اطرافت از موسیقی و سینما و عکاسی و نقاشی 25798_107187765966043_107170632634423_171569_6458666_n-300نگاه کج بندازی و اون وقت تمیزشون را بیرون بکشی و تطهیرشون کنی و بزاری تو گوشه قلبت . دنگ شو این کارو کرده .

طاها پارسا شجاع‌نوری (سرپرست گروه و نوازنده‌ ساکسیفون)، رضا شایاشجاع‌نوری (نوازنده پیانو) و امید نعمتی (خواننده) و صبا صمیمی (نوازنده تمبک) را از سه سال پیش تعقیب میکردم . کنسرت سال 86 تو فرهنگسرای هنر نمونه ای بی بدیل از موسیقی ایرانی بود . زمانی که همه نئشه عربده های محسن نامجو بودند و کمتر کسی حال کف کردن با موسیقی های دیگه ای را داشت ؛ این 4 نفر داشتن کار خودشونو میکردند . طاها پارسا و رضا شایا فرزندان  شجاع نوری بزرگ هستند . البته این که یک اسم عربی را کنار یه اسم ایرانی جفت و جور کنی و رو بچه بزاری از رندی های پدر و مادرهای نیمه مذهبی و نیمه کافر نشات میگیره که یه کم نشانه زرنگ بازی طرفه . این داستان را من تو اسم پدر و عموهام هم دارم ؛ مادر بزرگم قائل به علی و اسلام  و پدر بزرگم قائل به ایران و بهرام  ؛ نتیجه شد اسم بهرام علی . ولی به هر حال از تخم و ترکه علیرضا خان شجاع نوری دو فرزند خلف ساخته شده که جای بسی خوشبختی برای باقی انسانها داره . اولین بار برادران را در معیت پدر وقتی 8 تا 10 سال داشتم دیدم . باورم نمیشد روزی باید به نغمه های زیبای این دو گوش کنم و با نوای امید نعمتی حفظه الله عنه نئشگی موسیقایی خودم  را دو برابر کنم .

لالای ارواح از دنگ شو

در این وا نفسای موسیقا در این چند ساله کج و کوله ، ما نواهایی شنیدیم که عمدتا تکلیفمان را با گوشمان و شعورمان روشن کرد . از عربده های مستانه و نوجویانه برادر گرامی ام محسن نامجو گرفته تا زنجموره های شبیه به موسیقای امثال محسن یگانه و چاووشی ، که از این آخری دل پر خونی دارم . البته نه از خود او که جوان شریفی ست ، از هواداران تریلی و بولدوزر مسلک او که دیدم با اردوان کامکار چه کردند . این که بیانیه دادند و تا توانستند خاندان کامکار را با تنبک زن چارراه سیروس یکی کردند.

هر چند بارها تمام ترانه های محسن چاووشی را مکرر گوش کردم تا بفمم جادوی این صدا چیست راه به جایی نبردم و فقط فهمیدم که نسل طالب او بهتر از او را سراغ ندارد ، پس سلمنا که واله و شیدای او شوند و با صدای او 206 به اتوبان برند. تمام این ها در کشور سکوت “ایران” هستند ، کشوری که دنگ شو هم دارد . در این سالها با قطعه های زیبای آنها حال کردیم . وقتی که آیدین آغداشلو در مورد موسیقی  مورد علاقه خود در این دوران لب به سخن در آورد دیدم چقدر خوب این مرد با حس زمانه خود را جور میکند . چه حسی؟ همان حس این که :چرا من الان اینجام؟ برای چی اینجام ؟ چرا من باید تاوان حماقت های دیگران را بدم؟ و صدها پرسش دیگر که بسیار شبیه اشعار مولاناست . آخه او بدبخت هم همین گرفتاری های زمانه ما رو داشت . باور کنید پرسش ها همین ها بود . یه هو قاط زد و گفت :

نبود چنين مه در جهان؛ اي دل همين جا لنگ شو/ از جنگ مي‌ترساني‌ام، گرجنگ شد گو جنگ شو/ در عشق جانان جان بده، بي‌عشق نگشايد گره/ اي روح اينجا مست شو، وي عقل اينجا دنگ شو

کمی آهسته تر با دکلمه رو یا نونهالی از دنگ شو

آخ که آتش است این بانگ نای مولانای عزیز و این که در خیابونهای تهران به جای نشستن پای فارسی وان و پی ام سی بلند شی و مولانا تورق کنی و ساکسیفون را برداری و زنگ بزنی به دوستت که بیا نای دل بگشا و برادر تو هم هین پیانو آغاز کن ، یعنی کولاک ، یعنی داشتن مردانگی این اندازه …… آه .

اسم قطعاتشون را ببینید:«مي و چنگ و غزل» ، «چهار پديده عجيب» ، «از ياد نبر» ، «خراب اما بيدار» ، و «هنوز بيدارم»، «ميان ماندن و رفتن»، «تو، مستي و چند داستان ديگر»  و «چه خواهد بودن» همه آشنا هستن . دنگ شو هیچ چیز جدیدی در چنته ندارد . اصلا دنگ شو جدید نیست . دنگ شو از گذشته ای نه چندان دور دوباره سر از خاکستر بر آورده . در قالبی دیگر ، در شکلی دیگر . با پیانو و تنبک و ساکسیفون و کنتر باس و درامز.  به روح اعتقاد دارید؟ دنگ شو روح گذشته با نئشگی و سرگشتگی حال است . همان گذشته پر از فقر و بی چیزی مادی اما پر از روح و نشاط . گذشته ای که با کوروس سرهنگ زاده و مرضیه و پروین و بنان قدم خورد . وقتی تک تک این آدم ها مردند گفتیم : حیف . اما ماندند و زاییدن. نامجو رهرو راه جواد یساری هم شد . چه خوب. مگه جواد یساری بهتر از صد من یه غاز پی ام سی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیست؟ یکی هم رهرو دیگری شد . دنگ شد ، مست شد ، بی عشق نگشاید گره ، ای روح اینجا مست شو ، وی عقل اینجا دنگ شو . و ما دنگ شدیم . سالهاست که شدیم و از این دنگی به دنگ شو رسیدیم . دنگ شو

آلبوم شیراز چل ساله با تعنه به شراب ناب شیراز و شنگی خوشایند آن می ناب ، حاوی نواهایی ست که چونان شراب چل ساله به خلسه ات میبرد . نه مثل عرق سگی کوفتی که با ضرب و زور ماست و خیار و زیتون و خیار شور بریزی تو خندق بلا و چشم خمار کنی که شاید خوش پر و پاچه در قرابت ما لولهنگ بردارد و بابا کرم برقصد و نئشگی ما را دو چندان کند . اصلا شیراز چل ساله برای چل چلی ماست در وقت چل چلی . این که جوانان دنگ شو چطور به چل چلی رسیدند شاید از چله نشینی شان باشد در جوار مولانا و حافظ که ما را هم مسطور خود کرده اند .

صدای امید نعمتی را باید از نزدیک بشنوید . از تو سی دی که جای خود داره . ولی تحریرهای حرفه ای امید در کنار  آواهای یه کم خش دارد طاها ملقمه عجیبی از گه گیجگی مابین مدرن و سنتی آفریده که امید نعمتی با سبیل ناظریانهمن باهاش به شدت حال میکنم . دقیقا وضعیت این کشوره . یه چیزی تو مایه های بلاتکلیفی . اینوری یا اونوری . طاها عین همه ما میخونه که مجبوریم بعد از مستی و سرخوشی برای خوشی جمع یه دهن اواز هم بخونیم .بد هم نیست . انقد من آدم درب و داغون میشناسم که با صدای وحشتانکشون در ساعاتی به من حالی داده اند که شجریان 30 ساله نداده . این همون ذات بدویت ما ایرانی هاست که اصولا با هر چیز غیر استانداردی هم حال میکنیم ، حالا این صدای طاها کنار صدای امید باشه که چه بهتر.

آفتاب بانکوک به طاها و شایا و امید انگار ساخته و باعث پروراندن بهترشان شده . چرا که شراب شیراز هم همین است باید انگورش آفتاب ببیند تا قند بیندازد و بعد نشُسته به خمره رود و چله نشین شود و پس از دُردی کشیدن به رنگ خون درآید و آنگاه ست که باید چشید این شیراز چل ساله را.

برای خرید سی دی زحمت بکشید به وب سایت دنگ شو مراجعه کنید .در ضمن دو تا ویدیو را اگر نمیبینید از الطاف ف_یلترینگ یو تیوب است .


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

11 09 2011
پدرام

مطلب جالبی بود لذت بردم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.