كاري ندارم كه داش محسن چه بوده و چه شده . خوش اينه كه يك رفيق شفيق داريم كه صداش عين صداي خودم گله . در عين حال مخش هم تاب داره .
مدت ها پيش بود كه نخستين بار چشمم با جويبار كلمات هوشنگ ابتهاج و شعر دلا اين يادگار خون سرو است خيس شد . در اين ميان صداي نكره داش محسن كم از پتك نداشت و چنان ميزد بر سرم كه بيا و ببين ، تا اين كه تنظيم جديد اين آواز با ضربه اي ديگر به نواخت ، و آن صداي زنگوله اي محزون گلشيفته فراهاني بود . من از اول هم طرفدار اين گلشيفته بودم . چه آن زمان كه كوچولو بود و يه بار ليوان نوشابه را رو شلوارم ريخت و دلم ميخواست لهش كنم تا وقتي كه حجاب از خود بركند و خواستم ماچش كنم .(كمي قبلتر در مورد اين حركت چيزي نوشته بودم كه نميدونم خوب بود يا بد)
حالا اين دختر كوچولو آقا بهزاد شده يه پا اپوزسيون احساس . شده شكر تو آب . هيچ وقت فكر نميكردم بشه با تركيب هوشنگ ابتهاج و محسن نامجو و گل شيفته فراهاني معجوني ساخت كه با يك آكورد تكراري در آهنگ بتوان تركيبي شگفت آفريد كه تمام لحظاتش پر است از آتش و احساس. شايد”سايه” مي دونست كه روزي:![]()
دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر بر آورد
زمین و آسمان، گلرنگ و گلگون
جهان، دشت شقایق گشت ازین خون
نگر تا این شب خونین سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد
ز هر خون دلی، سروی قد افراشت
ز هر سروی، تذروی نغمه برداشت
صدای خون در آواز تذرو است
دلا این یادگار خون سرو است
از نفس گرم داش محسن ميزند بيرون و وجود گرم و ذات پاك دخترك كوچك آقا بهزاد چنان گرمايي را به محفل اين ترانه ميبخشد كه ماندگارش كند.
ترانه اي كه آكورد تكراري و نوحه گونه آن به همراه پس آواي ارگ كليسايي و سنج سنج آن به همراه ضرب طبل گونه آن فقط يك چيز را به ذهنمان تداعي ميكند و آن همان ضجه هايي ست كه در ايام سوگواري ميشنويم .اصلا هم بد نيست . گاهي به ياد آواهاي نوحه خوان هاي دوران كودكي ام به جاي زمزمه ترانه هاي گوگوش و راجرواترز ، آن ها را زمرمه ميكنم و نميدانيد كه چه حالي هم ميدهد .
حال اضافه كنيد به اين ، اوضاع قمر در عقرب ملك ايران و داغ اين چند ماهه و كلام سايه و ضجه هاي انتهايي گل شيفته را كه داغمان را تازه ميكند و دلمان را ريش ريش.
در آلبوم آخ داش محسن مي تونيد تا دلتون بخواد بعد از شنيدنش مثل حقير افاضات از خود صادر كنيد منجمله ترانه ”خوشگل عزيز دلم ” كه ترجمه Cielito Lindo از زبان اسپانيشه. اين ترانه يه چيزي تو مايه هاي عزيز دلم زليخا يار خوشگلم زليخاست . حالا نوع با كلاسش كه نميفهمم داش محسن ما چرا بايد با لهجه مشهدي اسپانيش بخونه و ما هم كيف كنيم؟
اون ترانه گلادياتور هم كه بيشتر شبيه اينه كه بگيم : اهن با اجازه آقامون ما شعر هم ميگيم . بماند كه همه مون چنان عقده اي از شخص اول شعر داريم كه بي جهت خوشمون مياد و قافيه را ميبازيم و اگر يه استكاني هم انداخته باشيم بالا يا زبونم لال دودي هم زده باشيم كه ديگه اين ترانه برامون ميشه كعبه آمال ريختن عقده ها.
ترانه شمس داش محسن هم كه الله اكبر. بماند كه خود من بارها تو كف اين وزن هاي بي نظير بعضي از سوره هاي قرآن بودم و هميشه هم با كلي افكار كفر آميز ميخواستم كه روزي يكي بياد اينا را با ترانه بخونه . جدا از لعن و نفرين هايي كه مطمئنا يقه ما به عنوان شنونده و داش محسن وگروهش به عنوان سازنده اين ترانه ، گريبانگيرشون خواهد شد ولي حضرت عباسي كلي كافر بي دين كوفتي را ميشناسم كه رفتن تو كف ترجمه اين آيات و براي اولين بار قرآن برداشتند و ترجمه الهي قمشه اي و مكارم را خوانده اند .
البته بماند كه داش محسن در يك مراسم كاملا نمايش فرمودند : تصمصم گرفتم خود سانسوري را بگذارم كنار. اين كلمه خود سانسوري از اون حرف هاست . داداش تخمش را داري بيا اينجا خود سانسوري بزار كنار . نه كه با كف و سوت مرفهين بي درد ! ( اي جان) جو گير بشي و بگي پروستريكا كردي. نميدونم حالا داداش داش محسن كه تو ايران وكيل وصي داداشش شده مي خواد چطور جواب اين داستان را بده . بامزه اينه كه استاد صاف رفته سراغ آيه ٤ سوره المزمل كه ميگه :وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا .
به هر حال ما هم براي كثب صواب لينك هاي دانلود اين آلبوم را براتون اينجا ميزارم . ما را از دعاي خيرتان بي بهره نزاريد.
دانلود کل آلبوم آخ در یک فایل زیپ Rapidshare Direclink

















بروبكس چي ميگن؟